آیت اله بهجت (ره)

شیخ[زنجانی] می گفت: هم‌بحثشان آقاشیخ محمدحسین[کاشف الغطا] مصر رفت. از موضع ادبیات با مصریان سخن گفت اما جلوه نکرد. ولی من مصر رفتم، از موضع فلسفه با آنها بحث کردم و جلوه کردم. چون آن‌ها در ادبیات قوی بودند. خب او [کاشف الغطا]هم خیلی قوی بود اما برابر بودند. اما آن‌ها فلسفه بلد نبودند.… [زنجانی] معاصر انیشتین بودند و نظریه نسبیت او را مطرح کرده بود و با مسائل حرکت جوهری بررسی کرده بود که آیا مطابقت می‌کند؟ آیا نمی‌کند؟ یعنی کسی که شاگرد سید [صاحب عروه] باشند و در همان زمان، کتابی چاپ بکنند، خیلی کار بزرگی است. الان خیلی‌ها به این نظریه مطلع نیستند، اما ایشان در آن زمان در نجف که ارتباطات هم مثل حالا نبود مطلع بودند و در کتابشان آورده بودند که خود این نکته‌ای است! من خودم دیدم باعث تعجب برایم بود. معلوم می‌شود این که گفتند من رفتم مصر جلوه کردم بیخودی نگفتند. مصری‌ها می‌فهمیدند که ایشان یک عالمی است که مطلع بر همه چیزهاست. ولی جهات سیاسی که پیش آمد دیگر کنار گذاشته شد…

توسعه توسط تیم میهن وردپرس